

کوچی:
در هجوم بادهای نامراد
کز جهان به آن ديار می وزد
ديگر ای زمين ! تو خوارمان مکن !
داغهای بی شمارمان هنوز تازه اند
باز داغدارمان مکن !
مسله دیروز
امشب مثله شب های دیگر میگذاره .من نمیدونم بازی وقت ها چطور وقتمو پور کنم. من از تابشه ثانیه ها می لرزم .کاشکی دستی بود منو نگاه می داشت،ای ثانیها منو به کجا می برید؟ من تنهام ،وسته تنهایم اندازیه هجومه لحظه ها هاست . بگذارد از خاطراتم بگویم از خاطراتی که جای ننوشته شده و نه خنده شده .
من ۲ سالم بود که به کشوره نروژ کوچ کردیم .با مادرم و خواهرم و پدر کا مادر بودم .پا توی کشوره غربت گذاشتیم . نمیدانم والی سرنوشته من نروژ شد ، مادر و پدرم به دانشگاه رفتن و رشتهای مختلف برداشتند . و پول هایشان را اینجا جام کردند .باد از ۱۰ سال زندگی در اینجا مادرم هوای وطن کرد ، تصمیم گرفتیم بر گردیم ، ما سه تا تافتیم منتظره پدر شدیم تا بیاد والی و هرگز به ایران نیامد ...من ون موقع ۱۳ ساله بودم ....ساخت بود هنوز یاد ون موقع می افتم گریم می گیرد ....
امیدوارم کسی پدرش را از دست نده چون باد ترین چیز در زندگی است ....
man moghaser bodam?
se hafte az jodaimon mi gozare...alan to in fekram ke taghsire man chi bod?
base chi azam joda shod?
mi donam dastam khalie...na kar daram na eghtesade khob....kashki hargez to in bazi nemiraftam,,,,hala fahmidam pesar oropaia ma ro dost nadarand.....
sakhte az yadesh bebaram....facebook va msn ro pak kardam...nemikham dige bahash harf bezanam..na nemikham.....zane jadid peida karde......khoshe khobe...alan yekam az in ke saresh garme khoshhalam......khobe......labod behaam mi an.....are
mobarak bashe peivandeshon.........mane halam khobe,,,are,,,in niz mi gozarad,,,,
فشلاسهقث ئشد ذخی شتش؟
del gerefte
se sali mi she omadam to keshvare bi ganeh....shabo rozam camputer monese tanhaime.....ghablana sher ziad mi goftam ...asheghe sohrab bodam....vali alan hata farsi sohbat kardan yadam rafte.....
nemidonam azabe khodat ya daram tavone chi ro mi dam tanha basham...yadame vaghti dashtam in sito baz mi kardam hese ghame eshgh dashtam....alanam dobare gham daram vali az kese dige.......mi doni adam tanha to ghorbat bashe sakhte ....bayad yek hamzabon peida kone.....manam to internet pida kardam.....yek pesar norveji.....vali khili baham sard bod bade 3 hafte mano tark kard...manam dobare mondam ba daro divare khali......mi goft asheght nistam,,,,hala rafte ba yek dokhtare norveji dost shode....be hame mi ge gf eshe.....labod asheghe on e.
man chon Iraniam pesar norvejia khodeshono jam mi konan....mi doni inja ke mi ai nemitoni adi zendegi koni....ro harki dast mi zari behet chago az posht mi zane...velet mi kone.....
vali mi doni adama niroye ajibi daran....fakr nemikardam mi tonam taghat mi aram....vali daram to yek otaghe tanha zendegi mi konam.....hichki zangam nemizane....hichki be mehmonim nemiad.....hichki cdosam nadare....sahyad on vare donya mamanam to fekram bashe....shayad in gham namame ke daram mi nevisam.....vali bavar daram be ayandam iman daram...daram pokhte mi sham...tanhaim mano pokhte dare mi kone......az pesar farariam dige.....mi tarsam beshkanam mage che ghadr adam jon dare ke bekhad beshkane?
na jai behem kar mi dan chon Iraniam ....na darsam khobe...khon taze omadam...hichi nadaram az khodam...faghat negam be asemone...khoda hast?
yani khodai ham hast....sedamo mi shenavi komakam kon .....tanham ....tanham
نن
پشتیبانی نمایندگان دانشجویان دانشگاه های نروژ از مبارزات دانشجویان ایران در دفتر سازمان عفو بین الملل
شنبه 2 فوریه، دفتر سازمان عفو بین الملل در نروژ پذیرای نمایندگان سازمان های دانشجویی دانشگاه های نروژ بود. آن ها از دانشگاه های اسلو، برگن، ترنهایم، استوانگر، ترمسو و چند شهر دیگر، به دفتر سازمان عفو بین الملل آمده بودند تا درباره وضعیت جنبش دانشجویی در ایران به گفتگو بنشینند. من هم به دعوت بخش دانشجویی سازمان عفو بین الملل به این نشست دعوت شده بودم.در این نشست از من خواسته شد درباره وضعیت جنبش دانشجویی ایران و سرکوب این جنبش توسط حکومت ایران سخن بگویم.
در ابتدا برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که یکی از دوستان شان به نام ابراهیم لطف الهی، دانشجوی رشته حقوق در ایران به دلایل نامعلوم بازداشت شد و در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهری در غرب ایران به طرزی نامعلوم کشته شد. دانشجویان نروژی می خواستند بدانند که این چگونه جنایتی بوده است. برای شان تعریف کردم که شاید بشود این جنایت را جنایت مقدس نام نهاد. یعنی دانشجو ربوده می شود، او باید در زیر شکنجه ها اعتراف کند به کارهای ناکرده، او باید اعتراف کند به ارتباط با گروه های مخالف حکومت، او باید اعتراف کند به قصد داشتن برای براندازی حکومت و اگر اعتراف نکند، ممکن است کشته بشود، ممکن است ضربه های مشت و لگد آنچنان سخت و کوبنده باشد که او از پای درآید.
برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که فردای از پای درآمدن ِ ابراهیم، او پنهانی در خاک دفن شد تا اثرات جنایت مقدس بر اندامش پوشیده و پنهان بماند.
برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که پیش از ابراهیم لطف الهی، خانم پزشک جوانی به نام زهرا بنی یعقوب هم به طرزی رازآلود در بازداشتگاه نیروهای شبه نظامی بسیج، لای کفن جنایت مقدس پیچیده شده بود، و پیش از او نیز، اکبر محمدی، که هنوز در خاطره ی دانشجویان ایرانی زنده است.
و برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که بر پایه آمارها، تنها در چند هفته گذشته در ایران، بیش از 60 دانشجو به کمیته های انضباطی احضار شدند، بیش از 40 دانشجو به صرف فعالیت های شان در دفاع از دمکراسی و انتقاد از حکومت و شرکت در اجتماعات مسالمت آمیز دانشجویی از ادامه تحصیل محروم شدند و بیش از 80 دانشجو بازداشت و زندانی شدند و بخشی از آن ها همچنان در بازداشتگاه امنیتی 209 اسیر و زندانی هستند و در زیر فشار طاقت فرسای بازجویی ها.
برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که دوستان شان در ایران به صرف تلاش برای برگزار کردن تجمع مسالمت آمیز به مناسبت روز دانشجو در ایران بازداشت شده و در بازداتشگاه امنیتی در زیر شکنجه قرار دارند تا به دروغ بر علیه خود و دوستان شان لب به سخن بگشایند، ترجیحا در مقابل دوربین فیلم برداری!
برای دانشجویان نروژی تعریف کردم که سه دانشجوی بیگناه دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی پس از تحمل شکنجه های روحی و جسمی و با وجود تبرئه از اتهامات ساختگی و جعلی در دادگاه، همچنان در زندان باقی مانده اند و رهای شان نمی کنند.
پس از جلسه پرسش و پاسخ، نمایندگان سازمان های دانشجویی نروژ، در پشتیبانی از مبارزات آزادیخواهانه دانشجویان ایران و در اعتراض به بازداشت و شکنجه آن ها، برگه ای را امضا کردند.
Wednesday, January 23, 2008
سخنرانی در دانشگاه اسلو و مصاحبه با مهمترین روزنامه نروژ
اعدام را متوقف کنید
گزارش سازمان عفو بین الملل در نروژ درباره تجمع ایرانیان برای اعتراض به بازداشت دانشجویان و شکنجه ی آن ها و موج بزرگ اعدام ها در ایران.Stop the Hangings in Iran!
25 year old Iranian activist, Kianoosh Sanjari, who was recently granted political asylum with the help of Amnesty International, spearheaded the recent protest in Oslo, Norway.
Kianoosh, who served as an active spokesperson and representative of a secular student group in Iran, was forced to escape the country due to repeated arrests, lengthy prison terms, and continued threats.
In his speech before the protesters on Saturday, Kianoosh expressed deep concern about the escalating and grave violations of human rights in Iran. Calling for an end to such violations, Kianoosh appealed for active participation by all concerned entities. "It is so important that the Iranian people are not left alone in this struggle!" he told the crowd.
Ms. Bente Erischsen, Amnesty International representative in the gathering, said that Iran is on top of the list of the worst violators of human rights in the world. Erischen went on to emphasize that Amnesty International has condemned the use of torture as a method to obtain confessions and damage government opponents. She emphasized that we should continue the struggle against the Iranian regime.
At first glance, it might seem that it is useless to try, but this is a mistake. It is imperative that we continue our human right activities in this context. In fact, this is what the Iranian regime is trying to do: To discourage actions on behalf of human rights, they are pretending that any effort to improve human rights conditions would be a waste. However, if this happens, it will serve as a significant advantage for a regime that claims that it has won already.
Approximately 50 Iranians participated in the protest, despite inclement weather conditions. The human right organization of Norway thanked the protestors and organizers for their efforts.
Tuesday, January 15, 2008
اعتراض به شکنجه دانشجویان، اعتراض به اعدام ها
در ابتدا من درباره بازداشت گسترده دانشجویان طیف چپ و شکنجه برخی از دانشجویان در بازداشتگاه امنیتی 209 و بازداشتگاه سپاه در زندان اوین و آزاد نشدن سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان و نیز درباره موج بزرگ اعدام زندانی ها در ایران سخن گفتم. نماینده سازمان عفو بین الملل گفته های من را به زبان نروژی ترجمه کرد. سپس خانم بنت اریکسن یکی از مسئولین سازمان عفو بین الملل نروژ سخنرانی کرد. او سخنانش را با این جمله آغاز کرد: سه روز پیش وقتی که ایمیل را باز کردم، اولین نامه این بود؛ سعید در آستانه اعدام! سعید محکوم به اعدام است برای اتهامی که هنگام ارتکابش در زیر سن هجده سالگی بود. خانم اریکسن گفت ایران در سال 2007 میلادی تنها کشوری بود که مجرمین نوجوان زیر هجده سال را اعدام کرد. این نقض کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل است که مجازات اعدام را برای مجرمین زیر هجده سال ممنوع کرده و ایران این پیمان نامه را امضا کرده است.
پس از خانم بنت اریکسون، آقای محمود امیری مقدم، محقق دانشگاه اسلو و فعال حقوق بشر و برنده جایزه حقوق بشر در نروژ در سال 2007 میلادی سخن گفت. آقای مقدم که روشنگری هایش درباره مجازات اعدام در ایران باعث شد اخیرا وزیر امور خارجه نروژ به جمهوری اسلامی نسبت به موج بزرگ اعدام ها در ایران اعتراض کند، با اشاره به آمار مجازات اعدام در ایران گفت: فقط در طی 10 روز نخست سال تازه ی میلادی، بر پایه گزارش روزنامه های رسمی ایران، 23 نفر اعدام شدند. وی از اجرای مجازات قرون وسطایی مانند بریدن دست و پای 5 نفر در روز یکشنبه گذشته در زاهدان و صدور مجازات پرتاب از بلندی برای 2 نفر در فارس نام برد و از مجامع بین المللی خواست که برای جلوگیری از چنین مجازاتی، حکومت ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهند.
اقای مقدم همچنین خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر دولت ایران به شورای امنیتی سازمان ملل شد. وی از دولت نروژ خواست روابط اقتصادی اش با دولت ایران را مشروط به بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران کند.







Thursday, January 10, 2008
تظاهرات در نروژ در اعتراض به بازداشت و شکنجه دانشجویان و مجازات اعدام در ایران
Stans henrettelsene i Iran!
Lørdag samles eksiliranere og menneskerettighetsaktivister foran Stortinget i Oslo kl 12.00 i protest mot det stadig økende antall henrettelser og arrestasjoner i Iran. - Det er viktig at det iranske folk ikke kjemper alene, sier den tidligere fengslede studentaktivisten, Kianosh Sanjari.Det iranske regimet strammer grepet ytterligere i 2008. 19 mennesker har blitt henrettet i de første 9 dagene av året. Folket holdes nede, opposisjonen kues med brutale midler. Aktivister trakasseres, arresteres og mange tortureres i fengsel. Flere titals studenter har blitt arrestert i de siste måndene ved ulike universiteter i Iran.
Bak markeringen lørdag står 25 år gamle Kianosh Sanjari som nylig har ankommet Norge som kvoteflyktning med hjelp fra blant annet Amnesty. I Iran figurerte han som talsmann for en sekulær gruppe studentaktivister, men måtte flykte etter stadige arrestasjoner og flere lengre fengselsopphold. Nå er han talsmann for en forening for politiske fanger og vil bruke friheten i Norge til å beskytte de som fortsatt kjemper i Iran.- Jeg vil bruke alle mine krefter. Det er viktig at vi fortsetter kampen. Protestene må ikke stilne, det er det, det iranske regime vil. Vi godtar ikke at mennesker blir truet og utsatt for grusomme overgrep. Det iranske folk fortjener bedre enn dette, sier Sanjari som har samlet ulike, ofte motstående grupperinger innen det iranske eksilmiljøet i Norge til en felles markering.Under markeringen vil det blant annet Jila Hassanpour, søsteren til den fengslede journalisten Adnan Hassanpour holde appell, sammen med Kianosh Sanjari, vinner av Amnestys menneskerettighetspris for 2007, Mahmood Amiry-Moghaddam og en representant frra Amnesty. Amnesty oppfordrer fremmøtte til å signere en appell til myndighetene i Iran om å stanse alle henrettelser og respektere menneskerettighetene.Tid: Lørdag 12. januar kl 12-14.00Sted: Eidsvoll Plass, foran Stortinget i OsloArrangør: Kianosh Sanjari og Amnesty International Norge
Sunday, January 06, 2008
شکنجه در زندان های امنیتی جمهوری اسلامی
Tuesday, November 20, 2007
گفتگوی من با تلویزیون ملی سوئد درباره مجازات اعدام عدنان حسن پور
Friday, October 12, 2007
شکنجه ی یک معلم کامیارانی در زندان وزارت اطلاعات
جان معلمی به نام فرزاد کمانگر که در مرداد سال 1385 به دلایل نامعلومی بازداشت شده، در زندان وزارت اطلاعات در شهر سنندج در خطر است.فرزاد کمانگر نزدیک به 14 ماه پیش به همراه دو دوست اش؛ علی حیدریان و فرهاد وکیلی توسط ماموران وزارت اطلاعات در شهر سنندج بازداشت شد.
خانواده ی آقای کمانگر به مدت 4 ماه از محل زندانی بودن وی بی اطلاع بودند، اما پس از آن مشخص گردید که فرزاد در بازداشتگاه امنیتی 209 زندانی بوده و در اختیار وزارت اطلاعات قرار داشت.
پیش تر مدافعان حقوق بشر در غرب ایران گزارش داده بودند که فرزاد کمانگر در بازداشتگاه امنیتی 209 در سلول انفرادی زندانی بود و به شدت مورد آزار های روحی و جسمی قرار گرفته بود.
فرزاد کمانگر 3 مرتبه از بازداشتگاه 209 به بازداشتگاه های امنیتی در شهر سنندج و کرمانشاه منتقل شده و در آن جا مورد بازجویی همراه با شکنجه قرار گرفته بود.
فرزاد کمانگر بر اثر شکنجه شدن در زندان اطلاعات از ناحیه دست و پای چپ دچار سوختگی ناشی از آب جوش شده و از درد کلیه در رنج است و مجرای ادرارش دچار عفونت و خونریزی شده است.
در هفتمین ماه بازداشت، به فرزاد کمانگر اجازه داده شد که با مادر و برادرش در زندان ملاقات کند. ماموران وزارت اطلاعات در این جلسه ملاقات حضور داشتند و از فرزاد و خانواده اش که کرد هستند خواسته بودند که فقط به زبان فارسی با یکدیگر سخن بگویند.
خلیل بهرامیان، وکیل مدافع سرشناس در تهران، وکالت فرزاد کمانگر را بر عهده گرفته، اما قوه قضاییه ایران تاکنون به وی اجازه ملاقات با موکلش را نداده است.
تاکنون دادگاه رسیدگی به اتهامات فرزاد کمانگر برگزار نشده و وی در بازداشت موقت است. مدت بازداشت موقت زندانیان سیاسی در ایران توسط قاضی دادگاه تمدید می شود و ممکن است تا بیش از یک سال نیز به درازا بیانجامد.
قوه قضاییه تاکنون رسما اتهامات فرزاد کمانگر و دوستانش را اعلام نکرده اما گزارش شده است که وی به اقدام علیه امنیتی کشور و محاربه متهم شده است.
بر پایه ی یکی از گزارش های منتشر شده درباره وضعیت فرزاد کمانگر، گفته شده که وی به اتهام همکاری با حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) بازداشت شده است. این گزارش تاکنون از منابع رسمی در ایران تایید نشده است.
فرزاد کمانگر ساکن کامیاران در ایران است. وی معلم است و به مدت 5 سال در مدارس روستاهای اطراف کامیاران و در شهر کامیاران مشغول به تدریس بوده است.
خانواده ی فرزاد کمانگر نسبت به سلامت وی ابراز نگرانی کرده و گفته اند که سلامت فرزاد در خطر است. این خانواده از سازمانهای مدافع حقوق بشر خواسته اند که برای نجات جان فرزاد تلاش کنند و از مقامات قضایی ایران بخواهند تا اجازه بدهد فرزاد تحت مداوای پزشکی قرار بگیرد.
Wednesday, October 03, 2007
زندانیان سیاسی و زندان های امنیتی
+ در این باره: گفتگوی VOA با کیانوش سنجری – در این جا بشنوید
.
دو دانشجوی دانشگاه تهران در بازداشتگاه امنیتی 209: دو دانشجوی کرد دانشگاه تهران به نام های هدایت غزالی و صباح نصری از زندان شهر سنندج به بازداشتگاه امنیتی 209 منتقل شده اند. این دو دانشجو توانسته اند در بازداشتگاه 209 با خانواده های شان تماس تلفنی برقرار کنند. اما هنوز معلوم نیست که آن ها در سلول انفرادی زندانی هستند و یا به بند عمومی منتقل شده اند.
وزارت اطلاعات به خانواده های هدایت غزالی و صباح نصری هشدار داده است که در مورد وضعیت بازداشت فرزندانشان سکوت اختیار کنند.
پیش از انتقال به بازداشتگاه 209، هدایت و صباح به مدت یک ماه در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعت شهر سنندج زندانی بودند و سپس به بند عمومی زندان سنندج منتقل شده بودند.
پیش تر نزدیکان به خانواده ی این دو دانشجو خبر داده بودند كه صباح نصري و هدايت غزالي در زندان وزارت اطلاعات در سنندج تحت شكنجه بوده اند.
اتهامات این دو دانشجوی دانشگاه تهران تاکنون رسما اعلام نشده، اما به نظر می رسد مطالبی که آن ها در نشریه دانشجویی روژامه نوشته اند، سبب ساز بازداشت شان بوده است.
حقوق ملی کردها و اخبار نقض حقوق شهروندی مردم در کردستان از جمله مطالب نشریه دانشجویی روژامه بوده است.
صباح نصري و هدايت غزالي اجازه دسترسی به وکیل مدافع را نداشته اند.
هدايت دانشجوي رشته روانشناسي دانشگاه علامه و صباح دانشجوي رشته علوم سياسي دانشكده حقوق دانشگاه تهران در حدود 55 روز پيش توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شدند.
صباح و هدایت مدير مسئول و نويسنده ی نشريه دانشجويي روژامه بوده اند.
+ نشریه روژامه بر روز بلاگفا – اینجاست
+ در این باره: گفتگوی VOA با کیانوش سنجری – در این جا بشنوید
Sunday, September 30, 2007
پیرامون خبر بازداشت (سپیده پورآقایی) همکار هاله اسفندیاری!
همکار هاله اسفندیاری که بولتن نیوز خبر بازداشت اش را پس از گذشت بیش از 2 هفته تایید کرده، سپیده پورآقایی است؛ دختری که همراه با پنج فعال گم نام حقوق بشر در روز 18 شهریور ماه در کرج بازداشت شد و اکنون دربازداشتگاه امنیتی 209 در سلول انفرادی زندانی است.
از آن جا که سپیده را از نزدیک به خوبی می شناختم اش، خواندن خبر همکاری وی با خانم هاله اسفندیاری برایم گران آمد. در جستجو برای یافتن منبع اصلی این خبر، از تارنمای پیک ایران به تارنمای جهان نیوز و سپس به تارنمای امنیتی بولتن نیوز پیوند شدم.
بولتن نیوز نوشته است سپیده از فعالان سیاسی و فعال حقوق زنان در کرج، بازداشت شده و این دستگیری به سبب قرار داشتن در حیطه کاری ی دادسرای تهران، به معاونت امنیتی این دادسرا (یعنی نزد حسن زارع دهنوی، حداد) ارجاع شده است.
بولتن نیوز نوشته که سپیده "به اتهام همكاري با هاله اسفندياري، آمريكايي ايراني تبار كه تا چندي پيش در كشور بازداشت بود، دستگير شده است." و سپس به نقل از فردی به نام علی فرهادی، که در این خبر دادستان عمومی و انقلاب کرج معرفی شده، نوشته است که پرونده ی سپیده به معاونت امنیتی در تهران منتقل شده و آقای علی فرهادی " اشاره ای به مکان دستگیری و جزییات اتهامات سپیده پورآقایی نکرد."
با خواندن خبر منتشر شده در بولتن نیوز و توجه به جزییات آن؛ از جمله عدم خبر رسانی علی فرهادی در مورد مکان بازداشت سپیده، و در برابرش خبر دار بودن بولتن نیوز از بازداشت سپیده در کرج به نقل از منابع موثق اش! به نظر می رسد انتخاب عنوان "همکار هاله ی اسفندیاری" برای سپیده پورآقایی، ساخته و پرداخته ی ذهن امنیتی و "توهم توطئه زده" ی نویسنده ی این خبر است و نه گفته ی علی فرهادی، دادستان عمومی و انقلاب کرج!
بولتن نیوز پیش تر نیز در خبری شیطنت آمیز با عنوان "هم دستان هاله اسفندیاری در ایران چه کسانی هستند؟" نوشته بود که هاله اسفندیاری "در داخل کشور با عمادالدین ب و در خارج نیز با حسین ب، رابطه نزدیک داشته و از آنها مشاوره می گرفته و در روزهای آخر و قبل از دستگیری نیز با ع، محمد ق و عزت الله س جلساتی داشته است."
برای من و دیگر دوستان سپیده پورآقایی مضحک آمد خواندن خبر جعلی پایگاه امنیتی بولتن نیوز. چه این که سپیده را از نزدیک می شناسم و می دانم که او در گم نامی روزنامه نگار بود و فعال حقوق بشر و تلاش گر حقوق زنان ایران، و نه همکار خانم هاله اسفندیاری!
روز 18 شهریور مامورانی که خود را کارمند ناجا معرفی کرده بودند، به خانه خانواده ی پورآقایی در کرج یورش برده و پس از تفتیش خانه، سپیده را همراه با لوازم شخصی اش به بازداشتگاه امنیتی 209 منتقل کرده بودند.
در همان روز، تیم دیگری از ماموران وزارت اطلاعات به خانه قاسم شیرزادیان که دوست صمیمی سپیده پورآقایی است، مراجعه کرده و او را هم بازداشت کرده بودند.قاسم به تازه گی فارغ التحصیل شده و یک وبلاگ نویس گم نام بوده است.
در همان روز، به طور همزمان دیگر دوستان سپیده و قاسم نیز در تهران، اسلام شهر و فیروزکوه بازداشت شدند؛ عباس خرسندی، میثم رودکی، بهرام راسخی فر و منصور فرجی.
تلاش خانواده های این افراد برای کسب اطلاع از وضعیت بازداشت شدگان خود بی نتیجه مانده است. نام این افراد در دفترچه ی لیست زندانیان زندان اوین نوشته نشده است. اما سپیده روز سه شنبه گذشته از بازداشتگاه 209 به خانه اش تلفن کرده و زندانی بودن اش در سلول انفرادی بازداشتگاه 209 را تایید کرده است.
مادر سپیده گفته است که صدای گرفته ی دخترش در مکالمه ی تلفنی، به نگرانی هایش دامن زده است.
به گفته ی مادر سپیده، سپیده در مکالمه ی تلفنی اش گفته که در مرحله تحقیق و بازجویی است و هنوز چیزی به او گفته نشده است. سپیده همچنین به مادرش خبر داده است که به فکر وثیقه باشد.
Wednesday, September 19, 2007
بی خبری از 6 فعال گم نام حقوق بشر
سپیده پورآقایی، فارغ التحصیل رشته زبان انگلیسی است. او روزنامه نگار است و پیش تر نیز در جریان اعتراضات دانشجویی بازداشت شده بود.مامورانی که برای بازداشت سپیده به خانه ی او در کرج مراجعه کرده بودند، خود را کارمند ناجا معرفی کرده اند اما از نشان دادن حکم قضایی برای بازداشت سپیده خودداری کرده بودند.
آن ها در ابتدا همه سوراخ سمبه های خانه را تفتیش کرده بودند و در نهایت سپیده را همراه با مقداری کتاب و دست نوشته و کیس کامپیوتر و دیگر وسایل شخصی اش به زندان اوین منتقل کردند.
در همان روز، تیم دیگری از ماموران وزارت اطلاعات به خانه قاسم شیرزادیان که دوست صمیمی سپیده پورآقایی است، مراجعه کرده و او را هم بازداشت کردند.
قاسم شیرزادیان به تازه گی فارغ التحصیل شده است. او وبلاگ نویس بوده است .
عباس خرسندی نیز در محل سکونت اش در شهرستان فیروز کوه بازداشت شده است. او 3 سال پیش نیز به اتهام فعالیت بر علیه نظام بازداشت شده بود و نزدیک به 1 ماه در بازداشتگاه 209 زندانی بود و با سپردن قرار وثیقه به دادگاه، به طور موقت آزاد شده بود.
در آن سال در بازداشتگاه 209 از عباس خرسندی خواسته بودند که پس از آزادی از زندان فعالیت های سیاسی اش را ادامه ندهد.
تلاش خانواده های این افراد برای کسب اطلاع از وضعیت آن ها در زندان بی نتیجه بوده است. دادگاه انقلاب اتهام افراد بازداشت شده را به خانواده های شان اعلام نکرده است.
خانواده ی برخی از این افراد به زندان اوین مراجعه کرده اند. اما در آن جا نیز به آن ها گفته شده است که اثری از نام این افراد در لیست زندانیان زندان اوین نیست.
معمولا نام کسانی که در بازداشتگاه امنیتی 209 زندانی شده باشند، در دفترچه ی ثبت نام زندانی های زندان اوین درج نمی شود.
Wednesday, September 12, 2007من
تش
«بازگشایی تازینامه» سلسله سخنرانی هایی است که توسط استاد فرود منوچهری فولادوند در مدت زمان بیش از ۵ سال در تلویزیون اینترنتی و پس از آن در «تلویزیون شما» پخش شده است. وی در این سخنرانیها بر خلاف دیگر اسلامشناسان نشان میدهد:
- که قرآن به هیچ وجه برای بهروزی بشریت نیامده است.
- که اسلام مرامی است کشتارگر.
- که محمد خالق قرآن نیست و توانایی فکری او این اجازه را نمیدهد که مروج یک فکرِ هرچقدر هم نارسا، باشد.
- که یک شاهزاده ایرانی به نام سلمان فارسی، طراح مرام اسلام برای به قدرت رسیدن خود بوده است.
- که قرآن گرچه توسط یک ایرانی تدوین شده است اما برای ایرانیان سروده نشده و ایرانیان خود از مرام والاتری بهرهمند هستند.
- که ایرانیان هیچ گاه به این مرام بیابانی نگرویدند.
وی در پژوهش ۳۰ ساله خود هم از توانایی بالای خود در زبان عربی و هم از دانش مدرن جامعهشناسی، سیاست و تاریخشناسی بهره گرفته است. توانایی وی در زبان عربی به او کمک کرده است که بتواند اسناد اصلی تاریخنویسان عرب را در پژوهشهای خود بگنجاند و از ترجمههای آخوندی که مملو از تحریف و جعل است بپرهیزد. فرود فولادوند به خاطر این اثر جاودان خود بارها از سوی جهان اسلام به مرگ تهدید شده است. اما همین اقدام بیپروای وی به تمام ایرانیان آن شهامت را داد که اکنون پس از ۱۴۰۰ سال بتوانند برای نخستین بار در باره این مرام کشتارگر که بانی سیهروزی ایرانیان و بشریت است سخن بگویند. به گواه بسیاری از فرهیختگان ایران و جهان «بازگشایی تازینامه» سرآغاز رستاخیز ایرانی نام گرفته است.
چکیدهای از این سخنرانی ها در ۲۲ دیویدی جمعآوری شده است که شما میتوانید آن را از انجمن پادشاهی خریداری کنید.
zerand
د
DARS'HAYE ZENDEG
1- هرگز در خشم دست به عمل نزن . 2- به دیگران فرصتی دوباره بده اما نه سه باره 3- چیزهای کم اهمیت رو تشخیص بده و آنها را نادیده بگیر . 4- وضع و حالت خوبی داشته باش.هدفمند و با اعتماد به نفس وارد اتاق شو . 5- مواظب سرعتت باش . 6- بگذار دیگران در چه مورد ایستادگی میکنی و در چه مورد ایستادگی نخواهی کرد . 7- حال و هوای بچگی رو رها نکن . 8- پیش از یافتن شغل تازه از شغلت استعفا نکن . 9- مردم را به قدر قلبشان اندازه بگیر نه به قدر حساب بانکی شان . 10- مثل پر شورترین و مثبت ترین کسی شو که میشناسی . 11- عاشق پیشه باش . 12- بهترین دوست همسرت باش . 13- وقتت رو تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن از آن درس بگیر و بگذر . 14- به جز مواردی که مربوط به مرگ و زندگی است همواره خود را رها کن و آسوده باش . 15- گوشت قرمز کم بخور . 16- به طرز ارضاء نشدنی کنجکاو باش و از کلمه چرا زیاد استفاده کن . 17- وقتی از تو تعریف میکنند بک متشکر صمیمانه بهترین پاسخ است . 18- به کسی غبطه نخور . 19- اجازه نده تلفن مزاحم لحظات همه بشود . 20- کاری را انتخاب کن که با ارزشهای تو هماهنگ باشد . 21- هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو چرا که اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد . 22- هر کاری از دستت بر میآید برای کارفرمایت انجام بده . 23- برای همه موجودات زنده احترام قائل باش . 24- بازنده خوبی باش . (be nazare man= barande) 25- از هر چه داری استفاده کن و نگذار در اثر بلا استفاده ماندن بپوسد . 26- hichvaght mohabateto penhan nakon, ebrazesh khili ghashangtare age ke moshkeli ijad nakoneh. dooset daram. |
jadashte roz
به کرم سبز بیندیش ، بیش تر زندگی اش را روی
زمین می گذراند . به
پرندگان حسد می ورزد و از سرنوشت و شکل کالبدش
خشمگین است
.می اندیشد :من منفورترین موجوداتم ؛ زشت وکریه
ومحکوم به خزیدن
بر روی زمین .
امّا یک روز، مادر طبیعت از کرم می خواهد پیله
بتند کرم یکه می خورد
پیش از آن هرگز پیله نساخته ، گمان می کند باید
گور خود را بسازد و
آماده مرگ می شود. هر چند از زندگی خود تا آن
لحظه ناخشنود است .
به خدا شکوه می برد .خدایا ، درست زمانی که
سرنجام به همه چیز
عادت کردم ، اندک چیزی را که دارم ، از من می
گیری .
خود را نومیدانه در پیله حبس می کند و منتظر
پایان می ماند ...
چند روز بعد ، در می یابد که به پروانه ای
تبدیل شده ، می تواند به
آسمان پرواز کند و بسیار تحسین اش کنند . و از
معنای زندگی و بر
نامه های خدا شگفت انگیز شد
jadashte roz
bayad beram sare darsam,farda ....ba yek dokhtar morvejie dost shodam...to gorohe onam....vali jek roz gheibat kardam daneshgah ...esmamo nadadan ....in darse jekam sakhte...kheiliam maskharast......nomreham asan jaleb nashode.....D.....bayad jobran konam vegarna sale dige mokafat daram base vorod be daneshgahaje MSc.....
delam jekam ghorbat zade shode...nemidonam chera...de,l shore daram...in projeje daneshgahimo...lanati.....bad joor mi tarsam...joloje on hame daneshjo harf bezanam.....mi tarsam.....










